یاد بگیریم بد شانسی را تبدیل به خوش شانسی کنیم

» یاد بگیریم بد شانسی را تبدیل به خوش شانسی کنیم

یاد بگیریم بد شانسی را تبدیل به خوش شانسی کنیم

در ادامه مطلب قبل با عنوان » تبدیل بدشانسی به خوش شانسی ، پدر پولدار می گفت :

(( اشتباهی وجود ندارد هر چه هست فرصت است .))


شغل کارآفرین اشتباه کردن است .

شغل کارمند این است که اشتباهی نکند.

من این جمله را تغییر می دهم و با کمی تسامح می گویم : مدیران نمیتوانند و نباید از ترس اشتباه کردن عقب بمانند .مدیر نباید اجازه بدهد که ترسش از اشتباه کردن ، باعث جا ماندنش در راه بشود.

هیچ کس اشتباه کردن را دوست ندارد . به نظر من اشتباه کردن نباید هدف یک مدیر باشد. با این حال آزمایش کردن و انتخاب اشتباه برای یک مدیر امری طبیعی است.

مدیران موفق از ریسک کردن و اشتباه کردن نمی ترسند و اگر هم اشتباهی کنند از آن عبرت می گیرند و گاهی همین اشتباه نقطه شروعی برای سرمایه گذاری جدید میشود.

آیا انتخاب اشتباه ، نوعی اشتباه است ؟

اینکه فلان کار اشتباه است یا نه ، به دیدگاه فرد بستگی دارد .دیدگاه کارآفرین با دیدگاه کارمند یا کارگر متفاوت است . امتحان کردن چیزهای جدید و مخصوصا چیزهایی که دیگران فکر نمیکنند نتیجه بخش باشد ،در کار یک مدیر ضروری است.

از آنجا که کارآفرین یک تجارت باید از مسیرهایی عبور کند که تا به حال کسی در آنها گام برنداشته است، احتمال اشتباه کردنش زیاد است. بسیاری از مدیران این موضوع را فهمیده اند و با آن کنار می آیند.البته تجربه و امتحان کردن جدای از این است که آیا آن امتحان نتیجه بدهد یا نه .

واضح است که از تمام تجربیات و آزمایش ها نمی توان جواب دلخواه را گرفت،اگر قرار بود جواب قطعی باشد که دیگر نام آن را امتحان نمی گذاشتند.بعضی مواقع شرایط خوب پیش نمیرود و بعضی مواقع هم این شما هستید که اشتباه انتخاب کردید.وقتی فردی امتحانی می کند که اشتباه از آب در می آید ،آیا خود امتحان کردن او هم اشتباه محسوب میشود؟ البته معمولا کار آفرینان این را اشتباه نمی دانند اما انجام آن را ریسک یا کار حساب شده ای هم محسوب نمی کنند. داستانی را که رابرت در مورد توماس ادیسون گفت هرگز فراموش نکنید.

روبرو شدن با اشتباهات

وقتی یک کار آفرین اشتباه میکند ، معمولا بر عوواقب ناشی از آن اشتباه تمرکز نمیکند. آنها نگران این موضوع نیستند که اشتباه کردنشان باعث شود وجهه شان نزد دیگران خراب شود . مدیر موفق کسی است که از اشتباهاتش درس میگیرد .چطور میشود عواقب ناشی از اشتباه را حل کرد؟چطور میشود از همان اشتباه در آینده جلوگیری کرد؟ اگر این اشتباه دوباره در آینده رخ بدهد چطور میشود از عواقبش کم کرد؟

آیا راهی برای سرمایه گذاری کردن بر اشتباهات و عبرت گرفتن از آنها وجود دارد؟

شما چطور روی اشتباهات تان سرمایه گذاری میکنید؟

من شخصا دوست دارم که از اشتباهاتم به عنوان فرصت بهره ببرم.برای دوری و یا کاهش عواقب زیان بار اشتباهات ، باید آنها را شناسایی کرد و راه حلی برایشان در نظر گرفت.

ممکن است که راه حل یک مشکل خودش دارایی با ارزشی حساب شود -که معمولا به نام دارایی فکری شناخته میشود- و بتوانید به وسیله آن کسب و کاری راه اندازی کنید یا تجارت فعلی تان را بهبود بخشید و ارتقاء دهید.البته می توانید با استفاده از قوانین موجود از راه حلی که پیدا کرده اید حمایت کنید و حق استفاده نامحدود از آن را تا همیشه برای خودتان نگه دارید.

مثلا اجازه بدهید سفری به گذشته داشته باشیم و فرض کنیم شما در مراحل اختراع نمونه های اولیه ی رادیو های ترانزیستوری بودید، در این حال شما بدترین اشتباه ممکن را انجام داده اید و باتری های مدار را به صورت برعکس جهت های مدار وصل کرده اید و ترانزیستورها آتش گرفته و از آنها دود بلند شده است . آن موقع ترانزیستورها بسیار گران قیمت بوده اند و اگ کسی چنین اشتباهی را انجام میداد برایش خیلی گران تمام میشد ، اما از این اشتباه درس گرفته اید .شما مشکلی را پیدا کرده و برایش راه حلی ابداع می کنید : برای رادیو تان درپوش با کلیدی تعبیه میکنید که از وصل کردن و اشتباه گذاشتن باطری ها پیشگیری می کند . فرض کنید بتوانید حق تولید انحصاری راه حل تان را بگیرید ، فکر کنید بتوانید تجارتی در رابطه با این اختراع تاسیس کنید ؟

مجله ارم بلاگ

منبع : کتاب پیش از آنکه کارتان را رها کنید ( مجموعه پدر پولدار پدر بی پول) رابرت کیوساکی

ترجمه محمد رضا آذینی

مطلب بعد » تفاوت میان کارمند و کارآفرین چیست؟

آخرین مطالب این وبلاگ



Buy website Traffic
Buy Website Traffic Cheap
خرید اینترنتی قهوه
سفر به مناطق گردشگریسفر به مشهد،سفر به کیش