انسان کامل (از ديدگاه عرفان) کسی است که اسفار اربعه او تکميل باشد. عرفان اسلامی، كاملترين انسان را حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم میداند و از اينرو به بالاترين مقام عرفانی «حقيقت محمديه» نام داده است و پيامبر خاتم را معلم اول و وصی او علی بن ابیطالب صلواة الله علیه را معلم ثانی میداند. انسان کامل انسان است و لذا ملک، دربان اوست. البته انسان کامل همچون کبريت احمر کمياب است.
انسان كامل: انسانی كه اسفار چهارگانۀ او تكمیل شد، به كمال انسانی میرسد و انسان كامل میشود. البته مكاتب گوناگون هر یك دربارۀ «انسان كامل» نظری دارند، ولی در علم عرفان انسان كامل به كسی گفته میشود كه اسفار چهارگانۀ او تكمیل شده باشد.
در عرفان اسلامی، كاملترین انسان را رسول اكرم صلی الله علیه و آله میدانند و به همین دلیل، به بالاترین مقام عرفانی «حقیقت محمدیه» میگویند و پیامبر خاتم را «معلم اول» معرفی كرده و وصی او را كه ظاهراً و باطناً از همه به او نزدیكترست یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب صلواةالله علیه را «معلم ثانی» می خوانند
هنر در آدم شدن است، نه مقدّس شدن، زیرا ملائكه به خدا عرض كردند كه خدایا ما برای تو مقدّس میشویم «وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ» ؛ «ما با ستایش تو، تو را تسبیح میكنیم و تنزیه مینماییم»،
ولی خداوند فرمود: «من آدم میخواهم نه مقدّس». «إِنِّی أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ» [۵]؛ «من میدانم آنچه را كه شما نمیدانید».
قرآن كریم دربارۀ گروهی كه با ابزارهای ادراكی خود حقیقت را درنمییابند، میفرماید:
«أُولَئِكَ كَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»
«آنان همانند چهارپایان، بلكه گمراهترند».
امیرمؤمنان علی علیه السلام دربارۀ عالمان دنیازده و دنیاپیشه میفرماید:
«فَالصُّورَۀ صُورَۀ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوَان»
«شكل و صورت آنها به صورت آدمی است، ولی قلب آنها و حقیقتشان حیوان است».
و سپس آنها را «مَیتُ الْأَحْیاءِ»؛ «مردهای در میان زندگان» معرفی میكند. بسیاری از سالكان صور برزخی افراد را به صورت حیوانات گوناگون میدیدهاند و از این جهت در رنج و زحمت قرار میگرفتهاند. مگر نه این است كه زندگی انسان در باغوحش مشكل است.
باتوجه به این نكات میتوان دریافت كه تنفس و ادامۀ حیات اولیای خدا در این دنیا خود معجزه است.
ابوبصیر همراه با امام باقر علیه السلام به حج مشرّف شده است. گوید:
روزی من و امام بر فراز سكویی به جمعیت حُجّاج كه همچون سیل به دور خانۀ خدا در طواف بودند نگاه میكردیم.
به امام عرض كردم: یابن رسول الله «مَا أَكْثَرَ الْحَجِیج»؛ «امسال چه قدر حاجی زیاد است».
حضرت دستی به چشمانم كشیدند و من دیدم حیوانات گوناگون در طواف بیتاند.
بعد حضرت فرمود:«یا أبا بصیر مَا أَكْثَرَ الضَّجِیجَ وَ أَقَلَّ الْحَجِیج»[۹]؛
«چه قدر ضجّهزننده و نالهكننده فراوان و چه قدر حاجی واقعی كم است».
مرحوم صدرالمتألهین با تأثر از كتاب و سنّت و با براهین قوی اثبات میكند كه انسان «نوع اخیر» نیست، بلكه نوع متوسط است و خود انواعی را با فصولی همچون سبُعیت، شیطنت، بهیمیت و ملَكیت در زیرمجموعۀ خود دارد. انسان كامل، انسان است و نه شیطان یا درنده، لذا مَلَك دربان اوست، بلكه دربان آرامگاه جسم او پس از فوت است. البته انسان كامل همچون كبریت احمر كمیاب است. بیجهت نیست كه گفتهاند:
«از ديو و دَد ملولم و انسانم آرزوست»
مدد الهی و فيض خداوندی از مجراي انسان کامل به همة موجودات ساری و جاری است و بقا و استمرار عالم به واسطة انسان کامل است.
وصف کمال وصفی نسبی است و گاهی نسبت به دیگران سنجیده میشود که در این صورت در قدم اول انسان کامل منحصر در وجود مقدس حضرت خاتم الانبیاء است صلوات الله علیه و آله و سلم و با نوعی تنزل بر هر چهارده معصوم میتواند اطلاق شود.
و گاهی نسبت به مراتب خود شیء سنجیده میشود مانند اینکه میگوئیم این کتاب یک کتاب کامل است که در سنجش با همین کتاب در حالیکه برخی از اجزائش ناقص شده باشد از آن تعبیر به کامل مینمائیم.
به این معنا هر انسانی کمالی دارد و میتواند به کمال برسد. کمال انسان عبارت است از رسیدن وی به بالاترین درجه ممکن برای خود آن شخص گرچه ممکن است بالاترین درجه آن شخص نسبتش با وجود مقدس حضرت رسول یا اهل بیت علیهم الصلوة و السلام نسبت قطره به دریا باشد.
و چون بالاترین درجه ممکن برای یک انسان رسیدن به فناء تام و مقام لقاء الله است لذا انسان کامل در اصطلاح به کسی میگویند که اسفار اربعه خود را تکمیل نموده باشد یا لااقل سفر اولش به پایان رسیده باشد ( وگاهی در اتمام اسفار اربعه از کامل مکمل و در اتمام سفر اول از کامل استفاده مینمایند.)
چنین انسانی در امر تربیت معصوم از خطاست و اگر کسی را به شاگردی بپذیرد در ارشاد و راهنمائی و راهبری وی خطا نمینماید. صفات و علامات انسان کامل فراوان است.
منبع: erfanvahekmat.com
آموزش تصویری حرکات بدنسازی
مشاهده