ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال
بررسی جامعه شناختی حسادت
از دهه 1970 نظریات گوناگونی در حوزه جامعه شناسی احساسات ارائه شده است. اگر یک طیف نظری برای رویکردهای مختلف در جامعه شناسی احساسات تصور کنیم، نسخه های برساختگرایی اجتماعی و اثباتگرایی دو سر این طیف را تشکیل میدهند و چندین نظریه مختلف در حد وسط جای میگیرند. نظریه هایی که بر بعد اجتماعی احساس و ماهیت ذهنی آن تأکید دارند (برای مثال، نظریه تعاملی، کنش متقابل نمادین،روش شناسی مردمی، پدیدارشناسی، نظریه نمایشی) به برساختگرایی اجتماعی نزدیک هستند و نظریه هایی که بر ابعاد زیستی، جهان شمول و ماهیت عینی احساس تأکید دارند (نظریه ساختاری، تضاد، مبادله) به طرف اثباتگرایی گرایش دارند.
براساس مباتی هستی شناختی رویکرد تفسیری- برساختی ، واقعیت آفریده انسانهاست و مستقل از فعالیتهای اجتماعی آنها وجود ندارد. واقعیت اجتماعی به منزله محصول فرایندهایی در نظر گرفته میشود که از طریق آنها کنشگران اجتماعی همراه با یکدیگر به مذاکره و توافق درباره معناهای کنشها و موقعیتها نائل میشوند؛ برخلاف واقعیت فیزیکی که باید توسط دانشمند تفسیر شود، واقعیت اجتماعی پیش تفسیر شده است؛ این واقعیت پیش از آنکه دانشمندان اجتماعی کار تفسیر خود را آغاز کنند، مورد تفسیر قرارگرفته است.
برای تبیین و تفسیر حسادت ابتدا باید دانست، حسادت چیست؟ حسادت نسبت به چیزهای مطلوبی است که شخص ندارد. خصومت نسبت به مافوق و احساس منفی نسبت به کسی که بهتر از فرد است. به عبارت دیگر حسادت نسبت به کسی است که دارای برخی اشیاء و ویژگیهای با کیفیت و مطلوب است که شخص ندارد و نمیتواند به دست آورد. هرگونه کیفیت و دستاوردی که باعث تحسین است، بهاحتمال زیاد به تحریک حسادت منجر میشود. برخی از این ویژگیها عبارت است از: ثروت، جایگاه طبقاتی، قدرت، شهرت، منزلت، استعداد، سلامتی، نمرات خوب، چهره خوب و محبوبیت. حسادت فقط آرزوی به دست آوردن شی یا مزیتی که حسادت را تحریک میکند نیست، بلکه آرزویی بسیار تیره است که از دست دادن شی یا مزیت کسی که دارای آنهاست را میخواهد. حسادت لذتی مخرب است، شادی های مخرب است که از مواجه با شکست یا رنج کسی که مافوق فرد است حاصل میشود.
همچنین حسادت از تقلید متفاوت است. در گفتار روزمره میتوانیم بگوییم که حسادت چیز خوبی است، زیرا به مردم انگیزه میدهد، برای داشتن آنچه موجب حسادت آنان به دیگران شده است، سختتر تلاش کنند. به جای حسادت به صاحب یک خودرو خوب، ما باید از او تقلید کنیم. این احتمالاً به آن معنی است که ما باید به سختی کار کنیم، مقدار زیادی پول پس انداز کنیم و چنین خودرویی را برای خودمان خریداری نماییم. اخلاق سرمایه داری ما را تشویق میکند، حسادتمان را به تقلید تبدیل نماییم، در نتیجه کاهش خطر آن حسود فقیر درخواست توزیع مجدد ثروت و مزایا را مطالبه مینماید. چون حسادت بسیار برانگیزاننده تفاوتهاست، نمیتواند به وسیله تقلید از بین برود، این نظرها حقیقت ندارد. اندکی حسادت میتواند به تقلید تبدیل شود در صورتیکه افزایش سودمندی در دسترس است، اما مقدار زیادی حسادت در نتیجه تحمل نابرابری است که نمیتوان از طریق تلاش زیاد آن را کاهش داد.
یکی از جامعه شناسان برجسته رهیافت ساختمندی اجتماعی در جامعه شناسی احساسات آرلی هوقشیلد است. هوقشیلد با استفاده از مدیریت عاطفه توانسته رابطه ای بین تجربه عاطفی، قواعد احساسی و ایدئولوژی را بررسی کند. آن گونه که وی توضیح میدهد قواعد احساسی جنبه ای از ایدئولوژی است که با عواطف سروکار دارد، ملاکهایی است که «آنچه در جریان احساس به درستی تصدیق شده یا تصدیق میشود» را تعیین و مشخص میسازد. در مقابل مدیریت عاطفه عمل لازم برای کنار آمدن با این قواعد احساسی است. از این نظر اعمالی که بر اساس مدیریت عاطفه صورت میگیرد صرفاً اعمالی شخصی نیست بلکه اعمالی است که تحت «هدایت» قواعد احساسی همگانی در تبادلات، مورد استفاده قرار میگیرد. قواعد احساسی در واقع، به اعمال مبتنی بر مدیریت عاطفه «الگویی اجتماعی» میدهد: الگوهایی که میتواند کم و بیش، بر حسب توزیع قدرت و اقتدار در جامعه ای خاص، شکلی یکسان و مشابه داشته است .
مثالهای متعدد روزانه از اینکه انسان چگونه باید در یک موقعیت از خود ابراز احساسات کند، حکایت از وجود قواعدی دارد که بر نحوه مدیریت احساسات ما تأثیر میگذارند. همچنین با توجه به اینکه دیگران چگونه احساسات ما را استنباط میکنند و بر آن واکنش نشان میدهند، میتوان به وجود این قواعد پی برد. همچنین قواعد احساسات در مورد حسادت میتواند بگوید که افراد در چه موقعیت هایی باید حسادت کنند.
تبیین جامعه شناختی حسادت
تمام کنشهای انسانی دارای پیوست هیجانی است و تعاملات اجتماعی در بستری از هیجان شکل میگیرد.اگر هیجان را از زندگی بشر کنار بگذارند، شور زندگی باقی نخواهد ماند.
در قرنهای هفده و هیجده فیلسوفان غالباً تصور میکردند، هیجان یا عاطفه امری غریزی و غیر عقلانی است.
احساس در نگاه اول پدیدهای روانشناختی مینماید؛ اما روانشناختیترین پدیده ها نیز میتوانند تبیین جامعهشناختی بیابند.
احساسات به وسیله فرآیندهای اجتماعی و نیروهای اجتماعی، شکل میگیرند. بنابراین میتوان گفت احساسات منعکس کننده هنجارها، نگرشها، ارزشهای گروه و همچنین افراد هستند.
از نگاه جامعهشناختی میتوانیم از احساساتی سخنگوییم که اساساً بدون وجود ارتباط اجتماعی و کنش متقابل انسانی وجود خارجی نمیتوان یافت. حسادت یکی از این احساسات است.
گورنیه و روسو معتقدند: حسادت احساس منفی است که با دیدن امتیازی که نداریم یا آرزو داریم فقط ما داشته باشیم، به ما دست میدهد.
حسادت در میان همه مردم از سنین و فرهنگهای مختلف فراگیر است و یک احساس جهانی است.
میتوان گفت، حسادت یک واکنش ذهنی به وضعیت نامطلوب اجتماعی است که از مقایسه با مزایای دیگران در حوزه های ارتباط شخصی ساخته شده است و هر جا که مردم خود را با دیگران مقایسه میکنند و احساس کنند که از آنها کمترند حضور دارد.
حسادت ترکیبی از تجربه حالات روانی ناخوشایند است – ازجمله حقارت، بی عدالتی ذهنی و خشم – که تمایل داریم از دیگران پنهان کنیم بر این اساس، این هیجانات منفی ممکن است انگیزه شماری از رفتارهای ضد اجتماعی همچون جرم و جنایت، به خطر انداختن منفعت شخصی برای کاهش دادن سود دیگران و خوشحالی که در پاسخ به شکست یا زیان دیگران ایجاد نماید
نتایج تحقیقات نشان میدهد که حسادت تأثیر قدرتمندی بر رفتار مخرب افراد دارد . حسادت میتواند در سطح خرد به روابط آسیب برساند، کیفیت زندگی اجتماعی فرد را تحت تأثیر قرار دهد و رضایت از رابطه فرد را کاهش دهد
همچنین حسادت باعث میشود که روابط کاری تیره و تار گردد، تمایل به باقی ماندن در کنار همکاران موفق را از بین میبرد و درنتیجه فرصتها از دست میروند و ناکارآمدی در سازمان به وجود میآورد.
منون و تامسون متوجه شدند که حسادت در سطح میانه میتواند اثرات منفی را در سراسر سازمان گسترش دهد. برخی حتی از پیامدهای منفی حسادت در سطح کلان سخن گفته اند. به عنوان نمونه، میتسوپلاس دریافت که حسادت میتواند به اقتصاد ملی ضربه بزند.
حسادت ممکن است دیکتاتورها و نخبگان برخی از کشورها را تحریک کند که از توسعه اقتصادی کشور جلوگیری کنند، نهتنها به خاطر اینکه میخواهند از درآمد خود دفاع کنند، بلکه به دلیل اینکه میخواهند موقعیت سلطه خود را حفظ نمایند.
باوجود اینکه حسادت بدون ارتباط اجتماعی و کنش متقابل انسانی نمیتواند شکل بگیرد و اساساً یک احساس اجتماعی است و جامعه و فرهنگ نقش اساسی در تشدید آن دارد، تاکنون پاسخ دقیقی از منظر علم جامعه شناسی در مورد آن داده نشده است و باوجود مسائل مختلفی که در سطح جامعه به وجود میآورد تاکنون کمتر به آن بهعنوان یک پدیده اجتماعی نگریسته شده است. این در حالی است که حسادت یک عامل پنهان در به وجود آوردن مسائل اجتماعی است.
یکی از مسائل مهمی که جهان معاصر با آن روبه رو است، مسأله اخلاق به ویژه اخلاق اجتماعی است. اخلاق اجتماعی در انواع مختلفی از احساسات انسانی بروز میکند.احساساتی نظیر شرم، گناه، همدردی، همدلی که اغلب احساسات اخلاقی در نظر گرفته میشوند، احساساتی که برای جامعه دارای کارکردهای مثبت هستند. اما حسادت در جامعه به عنوان احساسی غیر اخلاقی در نظر گرفته میشود و افراد به دلیل اینکه حسادت ازنظر هنجارها و ارزشهای جامعه احساسی منفی تلقی میگردد و ابراز حسادت بهطور آشکار و اعتراف به حسادت، سبب کاهش منزلت اشخاص میگردد، معمولاً آن را سرکوب و تکذیب میکنند و آن را از دیگران پنهان میکنند.
همین مسأله، بررسی جامعهشناختی حسادت و مسائل آن را مشکل میکند. بررسی تجربه ها، ادراکات و تفسیرهای افراد در مورد حسادت کمک میکند که جنبه های مختلف آن، آثار نظامهای اعتقادی، هنجاری و باورداشتهای هر جامعه بر این عاطفه، پیامدها و مسائلی که در زندگی انسانها به وجود میآورد، شناسایی شود.
پژوهش های اجتماعی در موضوع حسادت
ویلکین و کونلی (2015) در پژوهشی با عنوان «حسادت و عصبانیت: تعدیل کنندهای واسط بین عدالت توزیعی و سرقت» انجام دادند.
روش این پژوهش آزمایش و حجم نمونه 160 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی هستند. آزمایش با دستکاری حقوق و مزایای تعدادی از دانشجویان صورت گرفت.
نتایج نشان داد حسادت عامل تعدیلگر بین رابطه عدالت توزیعی و سرقت است. رابطه معکوس بین عدالت توزیعی و حسادت و رابطه مستقیم بین حسادت و سرقت وجود داشت.
لیم و یانگ (2015) پژوهشی با عنوان «تأثیر حسادت و شرم کاربران شبکه های اجتماعی روی مقایسه اجتماعی انجام شده درون سرویسهای شبکه های اجتماعی». انجام دادند.
نتایج این مطالعه که با روش پیمایش و بر روی 446 نفر دانشجو انجام شده نشان داد که مقایسه اجتماعی 35 درصد از تغییرات حسادت کاربران را پیش بینی میماید.
3کراسنوا و همکاران (2013) پژوهشی را با عنوان «حسادت در فیسبوک: یک تهدید مخفی برای رضایت از زندگی کاربران» انجام دادند.
روش انجام این پژوهش پیمایشی و حجم نمونه 584 نفر از کاربران فیسبوک بود.
نتایج این پژوهش نشان داد که حسادت عامل واسط بین الگو برداریهای منفعل کاربران فیسبوک و رضایت از زندگی آنان است، بدین صورت که الگو برداریهای منفعل کاربران فیسبوک تأثیرگذار بر حسادت و حسادت بر رضایت از زندگی کاربران فیسبوک تأثیر دارد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که الگوبرداری منفعل کاربران فیسبوک در دراز مدت باعث کاهش رضایت از زندگی کاربران و افزایش مقایسه اجتماعی صعودی خواهد شد.
استینبس و سینگر (2013) پژوهشی را با عنوان «اثرات مقایسه اجتماعی در احساسات و رفتار اجتماعی در طول کودکی» انجام دادند.
روش انجام این تحقیق آزمایشی و حجم نمونه شامل 182 کودک 7 تا 13 ساله بود.
نتایج نشان داد که کودکان در هنگام پیروزی بیش از آنکه از برد خود خرسند هستند از شکست رقیب خود خوشحال هستند، برعکس، کودکان هنگام باخت بیشتر به دلیل پیروزی رقیبشان ناراحت میشوند. همچنین حسادت و لذت بردن از بدبختی دیگران با یکدیگر به شدت در ارتباط هستند. یافته های دیگر حاکی از آن است که با افزایش سن، بدخواهی، کینه ورزی و نابرابری گریزی افزایش می یابد.
آترگ (2013) تحقیق خود را با عنوان «حسادت و ارتباط نزدیک: بررسی ابعاد خوب (واکنشی) و بد (مشکوک) حسادت رمانتیک» انجام داد.
روش انجام این تحقیق پیمایشی و حجم نمونه شامل 229 نفر بود.
یافته ها نشان داد که اشخاص حسادت را بیشتر به شریک عشق خود ابراز میکنند؛ همچنین مشخص شد که نزدیکی کلی و ابعاد نزدیکی رابطه معکوس با حسادت شناختی دارند.
هریس و هنیگر (2013) پژوهشی را با عنوان «حسادت، سیاست و سن» انجام دادند.
این پژوهش با روش پیمایشی انجام شد و حجم نمونه شامل 357 نفر است.
نتایج نشان داد که حسادت و سن در حد متوسط باهم در ارتباط هستند. جوانترها حسادت بیشتری را بروز میدادند. ایدئولوژی و رویکرد سیاسی و حسادت ارتباط بسیار ضعیفی باهم نشان داد.
دلپریور و همکاران (2012) پژوهشی را با نام «حسادت: ویژگیهای عملکردی و تمایز جنسیتی در طراحی ویژگیها» انجام دادند.
روش انجام این پژوهش از نوع اکتشافی و حجم نمونه 215 نفر است.
نتایج نشان داد که زنان به «جذابیت فیزیکی، عاشقانه و باکره گی» بیش از مردان حسادت دارند؛ در حالیکه مردان بیشتر به (داشتن شریک عشقی، استعدادهای ورزشی و وضعیت مالی برتر) حسادت میورزند.
کروچر و همکاران (2012) پژوهشی را با نام «حسادت در هند و ایالات متحده: تجزیه و تحلیل میان فرهنگی از سه بعد حسادت» انجام دادند.
روش این تحقیق پیمایشی و حجم نمونه شامل 1111 نفر از مردم هند و 1087 نفر از مردم ایالات متحده بود.
نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در تمام ابعاد حسادت بین زنان و مردان وجود دارد. دین به عنوان یک پیشبینی کننده قوی برای حسادت شناخته شد؛ حسادت شناختی و عاطفی هندوها بالاتر بود و همچنین مسیحیان حسادت شناختی بیشتری از مسلمانان داشتند؛ در واقع نتایج این پژوهش نشانگر آن است که عوامل زیستی و بافت اجتماعی در حسادت اثر دارد. ون دیجک و همکاران (2006) پژوهشی را با عنوان «هنگامی که مردم از اوج سقوط میکنند: تجدید نظر در نقش حسادت در خوشحال شدن از بدبختی دیگران» به انجام رساندند.
روش انجام این پژوهش پیمایشی و حجم نمونه شامل 249 نفر است که به صورت تصادفی انتخاب شدند.
نتایج نشان داد که حسادت، احساسات خصمانه و جنسیت، 17 درصد از واریانس خوشحال شدن از بدبختی دیگران را تبیین میکنند؛ به علاوه جنسیت و خوشحال شدن از بدبختی دیگران، رابطه معناداری با یکدیگر داشتند.
منبع :
مقاله زمینه های اجتماعی حسادت در تعاملات روزمره - کاوه شکوهی فر
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
مشاهده