فروش مودم فیبر نوری


» تجارتی را طراحی کنید که بتواند کاری را که دیگران قادر به انجامش نیستند، انجام دهد.

تجارتی را طراحی کنید که بتواند کاری را که دیگران قادر به انجامش نیستند، انجام دهد.

تجارتی را طراحی کنید که بتواند کاری را که دیگران قادر به انجامش نیستند، انجام دهد.

کار راهبر تجارت چیست؟

رهبر تجارت

۱۰ نمونه از نقاط قوت و ضعف برای مصاحبه‌های شغلی مطلب مرتبط ۱۰ نمونه از نقاط قوت و ضعف برای مصاحبه‌های شغلی

از پدر پولدار پرسیدم: "مهم ترین کار رهبر تجارت چیست؟"

او جواب داد: "خوب، کارهای مهم زیادی وجود دارد. سخت است که بگوییم چه کاری از بقیه مهم تر است، اما من هشت کاری را که باید رهبر یک تجارت انجام بدهد را به تو می گویم که از بقیه مهم تر هستند."

جملاتی که در ادامه می آید را پدر پولدار یاد من داد:

1-    به روشنی آرمان، هدف و چشم انداز شرکت را مشخص کند.

2-    بهترین افراد را پیدا کند و آنها را در قالب یک گروه گرد آورد.

3-    از درون شرکت را تقویت کند.

4-    بیرون و ظاهر شرکت را گسترش دهد.

5-    گردش نقدی شرکت را بالا ببرد.

6-     در بخش های تحقیقی و مربوط به توسعه سرمایه گذاری کند.

7-    بر دارایی های محسوس سرمایه گذاری کند.

8-    یک عضو خوب برای شرکت باشد.

پرسیدم: "اگر رهبری نتواند این کارها را انجام بدهد، چه اتفاقی می افتد؟"

پدر پولدار گفت: "در آن صورت باید رهبر تجارت عوض بشود. به هر حال اگر یک رهبر تجارت نتواند آن را خوب اداره کند تجارتش از بین می رود؛ به همین دلیل هم بیشتر تجارت هایی که تاسیس می شوند طی کمتر از ده سال با شکست مواجه می شوند."

تنها یک آرمان

طی سال ها با افراد زیادی مواجه شده ام که به طرز افراطی آرمان گرا بوده اند. وقتی آنها نزد من می آیند معمولا چنین جملاتی می گویند:

1-    من می خواهم محیط زیست را نجات بدهم.

2-    اختراع من تا حد زیادی مصرف سوخت های فسیلی را محدود می کند.

3-    من می خواهم سازمان خیریه ای تاسیس کنم که برای کودکان خیابانی سرپناهی فراهم کند.

چرا تبلیغات در ارم بلاگ یک انتخاب هوشمندانه است؟ مطلب مرتبط چرا تبلیغات در ارم بلاگ یک انتخاب هوشمندانه است؟

4-    تکنولوژی من همان چیزی است که دنیا منتظرش بوده است.

5-    من می خواهم درمان فلان بیماری را پیدا کنم.

شاید نگرانی و دغدغه آنها صادقانه و از صمیم قلب باشد، اما خیلی از این افراد مهربان و خوش قلب در تحقق آرمان های شان شکست می خورند، زیرا آنها فقط آرمان گرا هستند و عمل نمی کنند. اگر قرار باشد با استفاده از مثلث B-I به مهارت های آنها بنگریم، چنین شکلی را خواهیم دید.

تجارتی را طراحی کنید که بتواند کاری را که دیگران قادر به انجامش نیستند، انجام دهد.

فقدان مهارت های تجارتی

در نخستین بخش های این کتاب، گفتم که خیلی از افراد سال ها زمان شان را در محیط های آموزشی و کاری ای صرف می کنند که کاملا بی ارتباط با مثلث B-I هستند، یا اهمیتی در رابطه با چیزهای تعریف شده در این مثلث ندارند. من برایتان مثال معلمی را یادآوری می کنم که با وجود سال ها سابقه تدریس، مهارت هایش در مثلث B-I از یک کارآفرین تازه کار هم کمتر بود. این فرد فاقد مهارت های لازم برای تاسیس تجارت است.

در سال 1974، زمانی که از نیروی دریایی استعفا دادم، من هم در وضعیت بسیار بدی قرار داشتم و تا سال 1974 دو شغل داشتم. اولین شغل من افسر کشتیرانی بود که جواز هدایت کشتی داشتم و بدین ترتیب می توانستم به هر جای جهان که می خواستم سفر کنم و پول زیادی به دست آورم. اما مشکل این بود که دیگر دوست نداشتم افسر کشتی باشم. شغل دوم من خلبانی نظامی بود، که در زمینه آن تجربه داشتم و آموزش دیده بودم. خیلی از دوستان آن دورانم بعدا به آژانس های هواپیمایی یا پلیس یا دپارتمان آتش نشانی ملحق شدند و به کار خلبانی شان ادامه دادند. من هم می توانستم این کار را بکنم، اما خوب این را هم دوست نداشتم که خلبان باشم.

در سال 1974 یک روز وقتی به خانه برگشتم و پدرم را دیدم که چطور درگیر مشکلات مالی است، فهمیدم که هدف خودم را پیدا کرده ام، یا حداقل مشکلی که باید حل شود را تشخیص داده ام. مشکل من این بود که تمام آنچه که داشتم آرمان و ماموریتم بود. اگر به مثلث B-I نگاه کنید، سطوح مختلفی را می بینید که برای افرادی مثل حسابدار، وکیل، طراح، بازاریاب و مهندس در نظر گرفته شده اند؛ یعنی مخصوص افرادی هستند که در زمینه خاصی آموزش دیده اند. در این مثلث سطحی مخصوص افسر کشتی یا خلبان وجود ندارد. بنابراین من هم مانند بسیاری از افرادی بودم که درباره شان صحبت کردیم، فقط آرمان گرا بودم و کاری نمی کردم.

تمام آنچه که در چنته داشتم و کارآمد بود آموزه هایی بود که پدر پولدار به من داده بود. بنابراین تا حدودی تجربه تجارت را داشتم، اما همه مربوط به دوران قبل از بزرگسالی ام بود، حداقل می دانستم که یک تجارت، مجموعه متشکل از زیرمجموعه های متعدد است و به اهمیت مثلث B-I به عنوان ساختار زیربنایی تجارت واقف بودم.

 

ناله کردن پیش پدر پوادار

یک روز پیش پدر پولدار ناله کردم که من هیچ نوع مهارتی ندارم که در مثلث B-I مهم و کارآمد باشد و در حالی که به قسمت مثلث B-I اشاره می کردم، نالیدم که هیچ شرکت بزرگی نمی پذیرد که من عضو گروهش باشم. غر زدم که من در هیچ سطح دارای تحصیلات عالی نیستم. پس از آنکه ناله کردنم تمام شد، نگاهی به پدر پولدار انداختم و توقع داشتم که او جوابی به من بدهد اما او صرفا گفت: "من هم مثل تو هستم." پدر پولدار هم کارش را از مشخص کردن یک آرمان برای خودش شروع کرده بود.

یک رهبر چه کار می کند؟

کار یک رهبر توسعه شرکت است تا بتواند به تعداد بیشتری خدمت رسانی کند. اگر او نتواند تحولی ایجاد کند، شرکت همچنان کوچک باقی می ماند و شاید کوچک تر هم بشود.

زمانی که در جایگاه S قرار داشتم، در واقع محصولات تولیدی ما مدرسه تجارت مخصوص سرمایه گذاران و مدرسه تجارت دیگری مخصوص مدیران کارآفرین بود. مشکلی که در رابطه با تجارتم داشتم، این بود که خودم خیلی درگیرش بودم و در دیگر بخش های مثلث B-I هم فعالیت می کردم. اگر می خواستم رهبر تجارتم باشم باید تمام فعالیت هایم را کنار می گذاشتم و تجارتم را یک بار دیگر از اول طراحی می کردم. اگر می خواهید یک تجارت معیوب را در همان حال که اداره اش می کنید درست کنید، مانند این است که بخواهید پنچری ماشین را در همان حالت که راه می روید بگیرید. به همین دلیل هم من و کیم تجارت قبلی را کنار گذاشتیم و پس از دو سال دوباره اقدام به تاسیس یک تجارت دیگر کردیم.

مجله ارم بلاگ

منبع: کتاب پیش از آنکه کارتان را رها کنید ( مجموعه پدر پولدار پدر بی پول) رابرت کیوساکی

ترجمه محمد رضا آذینی


تبلیغات در ارم بلاگ
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  آزمون نظام مهندسی   |   بلاگسازان   |   توری سایبان گلخانه   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   مجله آشپزی   |   خرید کتراک   |   مصباح ترمز   |   خرید آنتی ویروس   |   لینک پرومکس   |   فروش تجهیزات ویپ   |   مشاور ایرانی در لندن  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


تبلیغات☆افزایش بازدید و افزایش فروش☆ در ارم بلاگ تبلیغات☆افزایش بازدید و افزایش فروش☆ در ارم بلاگ مشاهده