خبرها همیشه از شمال می رسد

» خبرها همیشه از شمال می رسد


روستایمان هنوز در طلوع خورشید خمیازه می کشد و خروس هایش همواره بی محل می خوانند و سگ هایش نمی دانم تا به کی بوی رویای آشنا و غریب را نمی فهمند، اما به گمانم هنوز می شود به وفاداری یک سک هم، سوگند خورد. سایه ی درختانش به سلام عابرین خسته، پاسخی گرم می دهند و صیادانش چون پدر بزرگ به شکرانه ی خدا، هنوز فرق بین آبیِ دریا و آسمان رانفهمیده اند. کلاغ های روستا، چون کلاغان شهری، تنبل و بی احساس شده اند. بر روی سیم های برق می نشینند! می دانی پروانه، هیچ تقصیر کلاغ ها نیست، هر درختی که قطع می شود، گوشه ای از احساس می میرد. این موضوع را حتماً باید به رسول گفت. او هم، در میان سایه روشن امروز و فردا، لنگر انداخته. در دستی شب و در دستی، روز دارد. همیشه روی اتفاقی تازه ایستاده و هنوز در پیاله، آب می نوشد و با دست، غذا می خورد. کسی که با دستان تمیز غذا می خورد به رزق خدا، احترام بیشتری می گذارد


هادی پارت

آخرین مطالب این وبلاگ



سفر به مناطق گردشگریسفر به مشهد،سفر به کیش
Buy website Traffic
خرید اینترنتی قهوه
Buy Website Traffic Cheap